تعریف جراح و جراحی

تعریف جراح و جراحی

جراحی نه فقط یک دانش یا فن یا مهارت که یک هنر است. هنری عجیب که با کوهی از دانش آمیخته شده است. جراح با استرس و تحمل سختی های طاقت فرسایی که با عمق جان و دلش حس می کند، به واسطه ی رنجی که در سالهای سال به واسطه ی کسب علم و دانش و تمرین سختی ها و مرارت های پی در پی و کسب تجربه کشیده است، جان می بخشد. چه کاری زیباتر از بخشیدن جانی در ازای آب شدن تدریجی در استرس حفظ جانی که دارد از بدن خروج می کند؟ این دستان شفابخش ارزشمند است نه به واسطه پولی که برایش می دهند، که به واسطه ی هنری که به خرج می دهد و ظرافت را در کنار قدرت به کار می برد. آری، جراحی علم پیچیده ایست. یک جراح خوب باید در درجه اول یک پزشک حاذق باشد، خوب تشخیص بدهد، خوب شرایط را تخمین بزند، و هر کیسی را برای جراحی انتخاب نکند. در هر برشی که می دهد باید به تک تک بافت ها و سلول های بدن بیمار احترام بگذارد و کمترین برش را بدهد مگر چاره ای نداشته باشد. هر زخمی که جراح بر پیکره ی یک بدن وارد می کند یک زخم بر روح او وارد می شود. اینجاست که وجدان معنی می یابد. جراح کسی است که از درد وجدان تا صبح بر بالین بیمارش بیدار است، بیمار و جراحی خود را ناموس خود می داند و با درد و رنج او می میرد و با بهبودی بیمار خود جانی تازه می یابد. تا جراح نباشید هیچ وقت یک جراح را درک نخواهید کرد. جراح بودن یک موهبت است که خوب بودن در آن بسیار بسیار سخت است. جراحی علمیست بی پایان و البته زیبا و البته شغلیست پر از استرس و توام با تلخی ها و شیرینی های بسیار است. پدرم جراح انسان ها بود و جان خیلی از انسان ها را نجات داد. من نیز جراح سایر موجودات جهان و در ابتدای راهی سخت. الان که به نگاه عمیق او می نگرم تازه می فهمم استرس هایی را که کشید و هیچ نگفت. تازه می فهمم هنری که داشت و تعریف نکرد. تازه می فهمم هر نتی از این موسیقی که نواخته می شود مقدمه ایست از آهنگ زندگی و کنار هم قرار گرفتن استرس و هنر و علم و تجربه و تواضع و همدلی و صبر و شجاعت و وجدان، نت هایی هستند که موسیقی جراحی را می سازند. از نظر من جراح انسان و حیوان بودن تفاوتی ندارد؛ نت های این موسیقی پیچیده یکی است و همه ی ما جراحان تجربه هایی پیچیده در دوره های مختلف زندگی کاری خود داریم. کاش مردمان سرزمینم هم قدری این شغل سخت را درک می کردند و فقط به عایدات مالی آن توجه نمی کردند که عایدات مالی آن در کنار ارزش های اخلاقی و معنوی آن که ما برایش تلاش می کنیم هیچ ارزشی ندارد. دستانی که جان می دهند ارزشمندند حتی اگر نخواهیم آن ارزش را ببینیم، آن، در ذات خود ارزشمند است. دکتر علی مشیری سی ام اردیبهشت ماه نود و هفت



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =