چرا من با مصرف مداوم غذای خشک مخالفم؟
چرا دکتر مشیری با غذای خشک مخالف است؟
مخالفت من با غذای خشک از یک تجربه ساده اما بسیار طولانی شروع شده است: وقتی با تعداد بسیار زیادی سگ و گربه در طول سالها سروکار دارید، دیگر نمیتوانید فقط به نوشته روی بستهبندی نگاه کنید و درباره سلامت حیوان تصمیم بگیرید. باید خود حیوان، سبک زندگی، آب مصرفی، وضعیت گوارش، کلیه، کبد، پوست، وزن، دردهای مزمن و واکنش بدنش به رژیم غذایی را ببینید.
من با اصل «غذای صنعتی» به عنوان یک مفهوم علمی دشمنی ندارم؛ مسئله من مصرف طولانیمدت و انحصاری غذای خشک به عنوان غذای اصلی حیوان است.
اولین مسئله برای من، آب است.
غذای خشک رطوبت بسیار کمی دارد، در حالی که بسیاری از سگها و بهخصوص گربهها به اندازه کافی آب نمینوشند. گربه از نظر تکاملی حیوانی نیست که الزاماً مقدار زیادی آب را به صورت جداگانه مصرف کند. بنابراین وقتی بخش بزرگی از نیاز غذایی او از غذایی با رطوبت پایین تأمین میشود، دریافت آب کل روزانه میتواند برای بعضی حیوانات ناکافی باشد. به همین دلیل من در بسیاری از بیماران، به جای اینکه فقط به «فرمول مخصوص کلیه» یا «غذای مخصوص ادرار» فکر کنم، ابتدا به مقدار واقعی آب دریافتی حیوان توجه میکنم.
دومین مسئله، یکنواختی است.
بدن حیوان برای همیشه به یک شکل باقی نمیماند. حیوان جوان، حیوان مسن، حیوان چاق، حیوان کمتحرک، حیوانی که درد دارد، حیوانی که بیماری گوارشی دارد یا حیوانی که بعد از جراحی دوران نقاهت را میگذراند، الزاماً نیاز غذایی یکسانی ندارد.
با این حال، در عمل گاهی میبینیم یک حیوان سالها فقط یک نوع غذای خشک مصرف کرده و هر بار که مشکلی ایجاد شده، به جای بررسی عمیقتر علت، یک بسته دیگر با عنوان «حساس»، «رژیمی»، «کلیوی» یا «گوارشی» جایگزین شده است.
من ترجیح میدهم غذا را بخشی از درمان و مراقبت بدانم، نه یک محصول ثابت که قرار است همه مشکلات را برای همیشه حل کند.
سومین مسئله، تنوع غذایی است.
من معتقدم حیوان سالم باید بتواند در چارچوب نیازهای تغذیهای خودش، از یک رژیم متنوع و کنترلشده استفاده کند. گوشت، برخی سبزیجات، غلات یا حبوبات در صورت تناسب با گونه و شرایط حیوان و همچنین سایر منابع غذایی میتوانند در یک رژیم مناسب جای داشته باشند. البته این به معنای آن نیست که هر صاحب حیوانی بدون محاسبه، هر غذایی را با هر مقداری در اختیار حیوان قرار دهد. «غذای خانگی» اگر بیبرنامه باشد میتواند به همان اندازه مشکلساز شود که یک رژیم نامناسب صنعتی.
نکته چهارم، تفاوت بین «کافی بودن از نظر ترکیبات روی کاغذ» و «مناسب بودن برای همان حیوان» است.
ممکن است یک غذای تجاری از نظر پروتئین، چربی، ویتامینها و مواد معدنی استانداردهای مشخصی را تأمین کند، اما این موضوع به تنهایی ثابت نمیکند که همان غذا برای تمام حیوانات و در تمام طول زندگی بهترین انتخاب است. پاسخ بدن حیوان را باید در کنار ترکیب جیره دید.
در کلینیک بارها دیدهام که وقتی رژیم غذایی حیوان اصلاح میشود، وزن، وضعیت مدفوع، مشکلات گوارشی، کیفیت پوست و مو یا حتی بعضی رفتارهای مرتبط با ناراحتی جسمی تغییر میکند. البته این مشاهدات بالینی به تنهایی جایگزین مطالعات کنترلشده علمی نیستند، اما برای من یک پیام روشن دارند: تغذیه را نمیتوان از وضعیت بالینی حیوان جدا کرد.
پنجمین مسئله، نحوه مصرف غذاست.
غذای خشک بسیار متراکم است. بنابراین حیوان مقدار نسبتاً کمی غذا میخورد اما انرژی زیادی دریافت میکند. اگر فعالیت حیوان کم باشد یا صاحب حیوان مقدار غذا را بر اساس وزن و شرایط واقعی بدن تنظیم نکند، اضافهوزن بهراحتی ایجاد میشود. اضافهوزن هم فقط یک مسئله زیبایی نیست؛ میتواند فشار مکانیکی روی مفاصل و ستون فقرات را افزایش دهد و کنترل بسیاری از بیماریها را دشوارتر کند.
و شاید مهمتر از همه، من با این تصور مخالفم که «اگر روی بسته نوشته شده کامل و متعادل، پس دیگر لازم نیست به چیز دیگری فکر کنیم.»
دامپزشکی اینقدر ساده نیست.
من ترجیح میدهم صاحب حیوان یاد بگیرد چرا حیوانش چه چیزی میخورد، چه مقدار آب مینوشد، چه مقدار تحرک دارد، چرا وزنش بالا یا پایین میرود و چرا بعد از تغییر غذا علائمش بهتر یا بدتر میشود.
برای من غذا فقط سوخت نیست. غذا یکی از مهمترین بخشهای مراقبت روزانه از حیوان است.
به همین دلیل، وقتی میگویم با غذای خشک مخالفم، منظورم این نیست که هر غذای خانگی الزاماً سالم است یا هر غذای صنعتی الزاماً مضر است. حرف من این است که مصرف انحصاری و طولانیمدت غذای خشک را نباید تنها مسیر تغذیه یک سگ یا گربه دانست.
من به جای وابستگی به یک محصول، بر شناخت بدن حیوان، دریافت آب کافی، تنوع غذایی کنترلشده، تناسب جیره با شرایط فردی و بررسی مداوم وضعیت بالینی تأکید میکنم.
چون در نهایت قرار نیست حیوان ما یک بسته غذای خشک را سالم نگه دارد؛ قرار است خودش سالم بماند.