دسته: سایر

تعریف دکتر مشیری از نگاه چت جی پی تی 0

تعریف دکتر مشیری از نگاه چت جی پی تی

اگر بخواهم دکتر علی مشیری را در چند جمله معرفی کنم، احتمالاً ساده‌ترین و در عین حال دقیق‌ترین توصیف این است: دامپزشکی که برایش «تشخیص» بسیار مهم‌تر از چسباندن یک اسم به بیماری است.

در سال‌هایی که با مسیر حرفه‌ای و شیوه فکر کردن او آشنا شده‌ام، چیزی که بیش از همه جلب توجه می‌کند، نوع نگاه او به بیمار است. او حیوان را مجموعه‌ای از آزمایش‌ها، تصاویر سونوگرافی، رادیوگرافی و اعداد آزمایشگاهی نمی‌بیند. برای او، بیمار قبل از هر چیز یک موجود زنده است که باید رفتار، تاریخچه، تغذیه، محیط زندگی، نحوه حرکت، واکنش‌هایش به لمس و حتی تغییرات ظریف رفتاری‌اش در کنار یافته‌های تشخیصی تفسیر شود.

این نگاه شاید در ظاهر ساده باشد، اما در عمل بسیار دشوار است. بسیاری از بیماری‌ها خودشان را دقیقاً در همان جایی نشان نمی‌دهند که منشأ مشکل قرار دارد. یک گربه ممکن است به دلیل درد ستون فقرات از خاک خارج از ظرف ادرار کند؛ سگی که مرتب پوستش را می‌جود ممکن است در واقع درد دیسک داشته باشد؛ حیوانی که پرخاشگر شده ممکن است صرفاً از درد مزمن رنج ببرد و حیوانی که کمتر حرکت می‌کند، الزاماً پیر یا «تنبل» نیست. بخش مهمی از کار دکتر مشیری همین است که پشت علامت ظاهری، علت واقعی را پیدا کند.

یکی از ویژگی‌های بارز او، اهمیت دادن جدی به معاینه فیزیکی است. در دوره‌ای که تکنولوژی تشخیصی با سرعت زیادی پیشرفت کرده، او معتقد است دستگاه نباید جایگزین پزشک شود. تصویربرداری، آزمایش خون، سونوگرافی، رادیولوژی و سایر روش‌های تشخیصی زمانی ارزشمند هستند که سؤال بالینی مشخصی برای آنها وجود داشته باشد. به همین دلیل، در بسیاری از موارد ابتدا تلاش می‌کند با معاینه دقیق محل درد، الگوی حرکت، وضعیت عصبی، رفتار و تاریخچه بیماری، مسئله را از نزدیک بفهمد و سپس سراغ ابزار تشخیصی مناسب برود.

این رویکرد در بیماری‌های دردناک ستون فقرات، به‌خصوص بیماری‌های دیسکوژنیک، اهمیت ویژه‌ای دارد. او بارها با بیمارانی مواجه شده که مدت‌ها با تشخیص‌هایی مانند بیماری پوستی، خارش، مشکل مفصل ران، کشکک، مشکلات رفتاری یا حتی بیماری‌های ادراری درمان شده‌اند، در حالی که منشأ اصلی علائم، درد ستون فقرات بوده است. همین تجربه باعث شده درد را یکی از مهم‌ترین و در عین حال نادیده‌گرفته‌شده‌ترین موضوعات در طب حیوانات خانگی بداند.

در جراحی نیز نگاه او صرفاً به انجام یک عمل محدود نمی‌شود. انتخاب بیمار مناسب، زمان مناسب جراحی، روش تشخیصی مناسب، کنترل درد، مراقبت‌های بعد از عمل و بررسی علت زمینه‌ای، همگی بخشی از فرآیند درمان هستند. برای او جراحی موفق فقط این نیست که حیوان از اتاق عمل خارج شود؛ موفقیت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که بیمار در ادامه زندگی کیفیت مناسب‌تری پیدا کند.

حوزه علمی دکتر مشیری نیز از فعالیت بالینی او جدا نیست. تحصیلات و فعالیت‌های او در زمینه دامپزشکی، جراحی حیوانات کوچک، مهندسی بافت و پزشکی ترمیمی، در کنار فعالیت‌های پژوهشی و انتشار مقالات علمی، بخشی از همین مسیر هستند. او علاقه دارد میان تجربه بالینی و دانش علمی ارتباط برقرار کند؛ یعنی تجربه‌ای که در صدها و هزاران بیمار به دست آمده، فقط در حافظه باقی نماند و در قالب سؤال علمی، پژوهش و آموزش قابل انتقال باشد.

یکی دیگر از ویژگی‌های مشخص او، حساسیت زیاد نسبت به تغذیه حیوانات خانگی است. او با بسیاری از توصیه‌های کلیشه‌ای درباره تغذیه موافق نیست و ترجیح می‌دهد رژیم غذایی هر حیوان بر اساس گونه، سن، وضعیت بدنی، بیماری‌های زمینه‌ای، میزان فعالیت و شرایط گوارشی آن تعیین شود. در نگاه او، تغذیه بخشی از درمان است، نه صرفاً چیزی که حیوان برای سیر شدن دریافت می‌کند.

شاید یکی از جالب‌ترین جنبه‌های شخصیت حرفه‌ای او همین روحیه پرسشگری باشد. او به‌سادگی یک باور رایج را فقط به این دلیل که سال‌ها تکرار شده، نمی‌پذیرد. درباره تغذیه، درد، بیماری‌های مزمن، تشخیص‌های رایج و حتی برخی روش‌های معمول درمانی مرتب سؤال می‌کند: آیا واقعاً علت بیماری را پیدا کرده‌ایم؟ آیا این علامت از همان عضوی می‌آید که تصور می‌کنیم؟ آیا درمان ما علت را هدف گرفته یا فقط علامت را خاموش کرده است؟

البته این ویژگی گاهی او را وارد بحث‌های جدی و حتی اختلاف‌نظر با رویکردهای رایج می‌کند. اما همین مسئله بخشی از شخصیت علمی اوست. علم، اگر فقط به تکرار آنچه قبلاً گفته شده محدود شود، خیلی زود تبدیل به عادت می‌شود. پیشرفت علمی معمولاً از جایی شروع می‌شود که کسی حاضر می‌شود یک سؤال ساده اما ناخوشایند بپرسد: «اگر فرض اولیه ما اشتباه باشد چه؟»

در ارتباط با صاحبان حیوانات نیز او صرفاً به دنبال ارائه یک نسخه نیست. آموزش صاحب حیوان بخش مهمی از کار اوست. اینکه صاحب بداند چه چیزی به حیوان بدهد، چه چیزی ندهد، چه علائمی را جدی بگیرد، چگونه درد را تشخیص دهد و چگونه از بازگشت بیماری جلوگیری کند، گاهی به اندازه خود درمان اهمیت دارد.

در مجموع، تصویری که من از دکتر علی مشیری دارم، تصویر یک دامپزشک صرفاً درمانگر نیست؛ بلکه پزشکی است که تلاش می‌کند میان سه حوزه حرکت کند: درمان بالینی، جراحی و پژوهش علمی. تجربه گسترده او در مواجهه با تعداد بسیار زیادی از بیماران، علاقه‌اش به مطالعه و پژوهش، و اصرارش بر دیدن خودِ بیمار پیش از اعتماد کامل به برچسب‌ها و تشخیص‌های قبلی، بخش مهمی از هویت حرفه‌ای او را ساخته است.

اگر بخواهم همه اینها را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: دکتر علی مشیری بیشتر از آنکه به دنبال «نام بیماری» باشد، به دنبال فهمیدن «چرا این حیوان بیمار شده است» است.

و شاید همین تفاوت کوچک، همان چیزی باشد که در بسیاری از بیماران، تفاوت بزرگی در مسیر تشخیص و درمان ایجاد می‌کند.

حیوانم درد دارد یا می خارد؟ مساله اینست 0

حیوانم درد دارد یا می خارد؟ مساله اینست

چرا بیماری‌های دیسکوژنیک و درد ناشی از دیسک‌های بین‌مهره‌ای در سگ و گربه این‌قدر شایع شده‌اند و چرا بسیاری از آن‌ها را خارش تصور می‌کنند؟

یکی از مشکلاتی که سال‌هاست در بیماران سگ و گربه می‌بینم، دردهای دیسکوژنیک و دردهای ناشی از ستون فقرات است؛ اما مسئله فقط شیوع این بیماری‌ها نیست. مسئله مهم‌تر این است که بسیاری از این دردها اصلاً به عنوان «درد» شناخته نمی‌شوند.

سگ یا گربه قرار نیست به شما بگوید «کمرم درد می‌کند»!

وقتی انسان دچار درد کمر می‌شود، محل درد را نشان می‌دهد، درباره شدت آن توضیح می‌دهد و می‌گوید چه حرکتی درد را بیشتر می‌کند. حیوان چنین امکانی ندارد. بنابراین درد خودش را با رفتار نشان می‌دهد؛ و رفتار حیوان گاهی به شکل چیزی ظاهر می‌شود که برای صاحبش بیشتر شبیه خارش است.

یکی از شایع‌ترین رفتارها، لیسیدن یا جویدن یک قسمت از بدن است.

حیوان ممکن است مرتب پنجه، ران، کشاله ران، پهلو یا حتی ناحیه‌ای دورتر از محل واقعی درد را لیس بزند یا بجود. صاحب حیوان هم طبیعی است که اولین برداشتش این باشد که «پوستش می‌خارد». بعد دنبال قارچ، آلرژی، کک، انگل، حساسیت غذایی و مشکلات پوستی می‌گردد و حیوان ممکن است مدت‌ها درمان پوستی مختلف دریافت کند، در حالی که منشأ اصلی مشکل در ستون فقرات است.

چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟

چون دردهای عصبی و دردهای ارجاعی الزاماً دقیقاً در همان نقطه‌ای احساس نمی‌شوند که ضایعه وجود دارد. تحریک ساختارهای دردناک ستون فقرات، ریشه‌های عصبی یا بافت‌های اطراف می‌تواند الگوهای رفتاری ایجاد کند که برای صاحب حیوان شبیه خارش، گزگز یا ناراحتی پوستی به نظر برسد.

این موضوع به‌خصوص در گربه‌ها اهمیت دارد.

گربه‌ای که درد کمر یا ناحیه لومبوساکرال دارد ممکن است بیش از حد خودش را لیس بزند، ناگهان پرخاشگر شود، هنگام لمس شدن واکنش نشان دهد، از پریدن خودداری کند، کمتر حرکت کند یا حتی رفتارهای غیرطبیعی مرتبط با ظرف خاک نشان دهد. گاهی صاحب فقط می‌گوید: «گربه‌ام اخیراً خیلی خودش را تمیز می‌کند.»

اما تمیز کردن بیش از حد همیشه به معنی خارش نیست.

از طرف دیگر، چرا اصلاً بیماری‌های دیسکوژنیک در حیوانات خانگی زیاد دیده می‌شوند؟

بخشی از پاسخ به آناتومی و ژنتیک مربوط است. بعضی نژادها استعداد بیشتری برای تغییرات دژنراتیو دیسک و بیماری‌های ستون فقرات دارند. وزن بدن نیز اهمیت دارد. افزایش وزن، ضعف عضلات و کاهش آمادگی جسمانی می‌تواند بار مکانیکی واردشده به ستون فقرات را افزایش دهد.

اما در زندگی مدرن حیوانات خانگی، عوامل محیطی هم مهم‌اند.

سگ‌هایی که مرتب از ارتفاع می‌پرند، روی سطوح لغزنده حرکت می‌کنند، از پله‌های نامناسب بالا و پایین می‌روند، بازی‌های شدید و پرش‌های تکراری دارند یا وزن بالایی دارند، دائماً تحت بارهای مکانیکی قرار می‌گیرند.

در بعضی سگ‌ها حتی یک پرش ساده از روی مبل یا صندلی می‌تواند حرکتی باشد که در یک ستون فقرات مستعد، درد را شعله‌ور کند.

مسئله دیگر این است که حیوانات خانگی امروزی اغلب بسیار بیشتر از گذشته در محیط‌های انسانی زندگی می‌کنند. مبلمان، پله، تخت، ماشین، پارک، بازی‌های پرتحرک و سطوح مختلف، فرصت‌های زیادی برای حرکات تکراری و نامناسب ایجاد می‌کنند.

از طرف دیگر، بسیاری از صاحبان حیوانات درد را فقط زمانی جدی می‌گیرند که حیوان فلج شود.

این یک اشتباه مهم است.

دیسک بین مهره‌ای فقط زمانی مشکل‌ساز نیست که نخاع را آن‌قدر تحت فشار قرار دهد که حیوان نتواند راه برود. ممکن است حیوان مدت‌ها درد دیسکوژنیک داشته باشد، اما همچنان کاملاً راه برود.

گاهی حیوان فقط کمتر می‌پرد. گاهی دیگر از پله بالا نمی‌رود. گاهی هنگام بلند شدن مکث می‌کند. گاهی دمش را متفاوت حرکت می‌دهد. گاهی هنگام لمس کمر واکنش نشان می‌دهد. گاهی بی‌قرار می‌شود. و گاهی فقط یک نقطه از بدنش را مرتب لیس می‌زند.

همین علائم ظریف باعث می‌شوند بیماری دیر تشخیص داده شود.

یک مشکل دیگر هم وجود دارد: وابستگی بیش از حد به تصویربرداری.

رادیوگرافی می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره استخوان‌ها و ساختار کلی ستون فقرات بدهد، اما برای ارزیابی خود نخاع، دیسک و بسیاری از ضایعات بافت نرم، MRI اطلاعات بسیار دقیق‌تری فراهم می‌کند. بنابراین وقتی حیوان درد دارد، تشخیص نباید صرفاً بر اساس یک تصویر یا یک یافته اتفاقی در تصویربرداری گذاشته شود.

معاینه عصبی و ارتوپدی، تعیین دقیق محل درد، بررسی واکنش حیوان به حرکات مختلف و تطبیق این یافته‌ها با تصویربرداری اهمیت بسیار زیادی دارد.

من بارها با حیواناتی مواجه شده‌ام که مشکل اصلی آن‌ها در ستون فقرات بوده، اما ابتدا برای مشکل دیگری تحت بررسی یا حتی جراحی قرار گرفته‌اند؛ چون علامت بالینی در ظاهر از محل واقعی ضایعه فاصله داشته است.

مثلاً درد ناحیه کمری یا لومبوساکرال می‌تواند به شکل مشکل اندام خلفی، ناراحتی هنگام نشستن، تغییر نحوه راه رفتن یا حتی رفتارهای غیرطبیعی بروز کند. در گربه نیز ممکن است صاحب حیوان بیشتر متوجه تغییر رفتار، لیسیدن یا مشکل در استفاده از ظرف خاک شود تا خود درد.

بنابراین هر بار که حیوانی را می‌بینیم که «خیلی خودش را می‌خاراند»، یک سؤال ساده اما بسیار مهم باید مطرح شود:

آیا واقعاً خارش دارد، یا چیزی دردناک است که حیوان آن را به شکل لیسیدن و جویدن نشان می‌دهد؟

این سؤال به‌خصوص زمانی مهم‌تر می‌شود که پوست از نظر بالینی توضیح کافی برای شدت رفتار حیوان ندارد، درمان‌های ضدخارش نتیجه پایدار نمی‌دهند، یا همراه با این رفتار علائمی مانند حساسیت به لمس، کاهش پرش، تغییر حرکت، بی‌قراری یا تغییر رفتار دیده می‌شود.

در نهایت، تشخیص درد دیسکوژنیک فقط پیدا کردن یک دیسک غیرطبیعی در تصویر نیست.

باید حیوان را دید، حرکتش را دید، لمسش کرد، محل درد را پیدا کرد و رفتار او را به زبان پزشکی ترجمه کرد.

چون حیوانی که پنجه‌اش را می‌لیسد، الزاماً نمی‌گوید «پوستم می‌خارد».

گاهی دارد می‌گوید:

«این قسمت از بدنم درد می‌کند و تنها راهی که بلدم برای نشان دادنش همین است.» 🐾

و شاید یکی از مهم‌ترین کارهای دامپزشک همین باشد که بتواند این زبان خاموش را درست تفسیر کند.

چرا من با مصرف مداوم غذای خشک مخالفم؟ 0

چرا من با مصرف مداوم غذای خشک مخالفم؟

چرا دکتر مشیری با غذای خشک مخالف است؟

مخالفت من با غذای خشک از یک تجربه ساده اما بسیار طولانی شروع شده است: وقتی با تعداد بسیار زیادی سگ و گربه در طول سال‌ها سروکار دارید، دیگر نمی‌توانید فقط به نوشته روی بسته‌بندی نگاه کنید و درباره سلامت حیوان تصمیم بگیرید. باید خود حیوان، سبک زندگی، آب مصرفی، وضعیت گوارش، کلیه، کبد، پوست، وزن، دردهای مزمن و واکنش بدنش به رژیم غذایی را ببینید.

من با اصل «غذای صنعتی» به عنوان یک مفهوم علمی دشمنی ندارم؛ مسئله من مصرف طولانی‌مدت و انحصاری غذای خشک به عنوان غذای اصلی حیوان است.

اولین مسئله برای من، آب است.

غذای خشک رطوبت بسیار کمی دارد، در حالی که بسیاری از سگ‌ها و به‌خصوص گربه‌ها به اندازه کافی آب نمی‌نوشند. گربه از نظر تکاملی حیوانی نیست که الزاماً مقدار زیادی آب را به صورت جداگانه مصرف کند. بنابراین وقتی بخش بزرگی از نیاز غذایی او از غذایی با رطوبت پایین تأمین می‌شود، دریافت آب کل روزانه می‌تواند برای بعضی حیوانات ناکافی باشد. به همین دلیل من در بسیاری از بیماران، به جای اینکه فقط به «فرمول مخصوص کلیه» یا «غذای مخصوص ادرار» فکر کنم، ابتدا به مقدار واقعی آب دریافتی حیوان توجه می‌کنم.

دومین مسئله، یکنواختی است.

بدن حیوان برای همیشه به یک شکل باقی نمی‌ماند. حیوان جوان، حیوان مسن، حیوان چاق، حیوان کم‌تحرک، حیوانی که درد دارد، حیوانی که بیماری گوارشی دارد یا حیوانی که بعد از جراحی دوران نقاهت را می‌گذراند، الزاماً نیاز غذایی یکسانی ندارد.

با این حال، در عمل گاهی می‌بینیم یک حیوان سال‌ها فقط یک نوع غذای خشک مصرف کرده و هر بار که مشکلی ایجاد شده، به جای بررسی عمیق‌تر علت، یک بسته دیگر با عنوان «حساس»، «رژیمی»، «کلیوی» یا «گوارشی» جایگزین شده است.

من ترجیح می‌دهم غذا را بخشی از درمان و مراقبت بدانم، نه یک محصول ثابت که قرار است همه مشکلات را برای همیشه حل کند.

سومین مسئله، تنوع غذایی است.

من معتقدم حیوان سالم باید بتواند در چارچوب نیازهای تغذیه‌ای خودش، از یک رژیم متنوع و کنترل‌شده استفاده کند. گوشت، برخی سبزیجات، غلات یا حبوبات در صورت تناسب با گونه و شرایط حیوان و همچنین سایر منابع غذایی می‌توانند در یک رژیم مناسب جای داشته باشند. البته این به معنای آن نیست که هر صاحب حیوانی بدون محاسبه، هر غذایی را با هر مقداری در اختیار حیوان قرار دهد. «غذای خانگی» اگر بی‌برنامه باشد می‌تواند به همان اندازه مشکل‌ساز شود که یک رژیم نامناسب صنعتی.

نکته چهارم، تفاوت بین «کافی بودن از نظر ترکیبات روی کاغذ» و «مناسب بودن برای همان حیوان» است.

ممکن است یک غذای تجاری از نظر پروتئین، چربی، ویتامین‌ها و مواد معدنی استانداردهای مشخصی را تأمین کند، اما این موضوع به تنهایی ثابت نمی‌کند که همان غذا برای تمام حیوانات و در تمام طول زندگی بهترین انتخاب است. پاسخ بدن حیوان را باید در کنار ترکیب جیره دید.

در کلینیک بارها دیده‌ام که وقتی رژیم غذایی حیوان اصلاح می‌شود، وزن، وضعیت مدفوع، مشکلات گوارشی، کیفیت پوست و مو یا حتی بعضی رفتارهای مرتبط با ناراحتی جسمی تغییر می‌کند. البته این مشاهدات بالینی به تنهایی جایگزین مطالعات کنترل‌شده علمی نیستند، اما برای من یک پیام روشن دارند: تغذیه را نمی‌توان از وضعیت بالینی حیوان جدا کرد.

پنجمین مسئله، نحوه مصرف غذاست.

غذای خشک بسیار متراکم است. بنابراین حیوان مقدار نسبتاً کمی غذا می‌خورد اما انرژی زیادی دریافت می‌کند. اگر فعالیت حیوان کم باشد یا صاحب حیوان مقدار غذا را بر اساس وزن و شرایط واقعی بدن تنظیم نکند، اضافه‌وزن به‌راحتی ایجاد می‌شود. اضافه‌وزن هم فقط یک مسئله زیبایی نیست؛ می‌تواند فشار مکانیکی روی مفاصل و ستون فقرات را افزایش دهد و کنترل بسیاری از بیماری‌ها را دشوارتر کند.

و شاید مهم‌تر از همه، من با این تصور مخالفم که «اگر روی بسته نوشته شده کامل و متعادل، پس دیگر لازم نیست به چیز دیگری فکر کنیم.»

دامپزشکی این‌قدر ساده نیست.

من ترجیح می‌دهم صاحب حیوان یاد بگیرد چرا حیوانش چه چیزی می‌خورد، چه مقدار آب می‌نوشد، چه مقدار تحرک دارد، چرا وزنش بالا یا پایین می‌رود و چرا بعد از تغییر غذا علائمش بهتر یا بدتر می‌شود.

برای من غذا فقط سوخت نیست. غذا یکی از مهم‌ترین بخش‌های مراقبت روزانه از حیوان است.

به همین دلیل، وقتی می‌گویم با غذای خشک مخالفم، منظورم این نیست که هر غذای خانگی الزاماً سالم است یا هر غذای صنعتی الزاماً مضر است. حرف من این است که مصرف انحصاری و طولانی‌مدت غذای خشک را نباید تنها مسیر تغذیه یک سگ یا گربه دانست.

من به جای وابستگی به یک محصول، بر شناخت بدن حیوان، دریافت آب کافی، تنوع غذایی کنترل‌شده، تناسب جیره با شرایط فردی و بررسی مداوم وضعیت بالینی تأکید می‌کنم.

چون در نهایت قرار نیست حیوان ما یک بسته غذای خشک را سالم نگه دارد؛ قرار است خودش سالم بماند.