حیوانم درد دارد یا می خارد؟ مساله اینست
چرا بیماریهای دیسکوژنیک و درد ناشی از دیسکهای بینمهرهای در سگ و گربه اینقدر شایع شدهاند و چرا بسیاری از آنها را خارش تصور میکنند؟
یکی از مشکلاتی که سالهاست در بیماران سگ و گربه میبینم، دردهای دیسکوژنیک و دردهای ناشی از ستون فقرات است؛ اما مسئله فقط شیوع این بیماریها نیست. مسئله مهمتر این است که بسیاری از این دردها اصلاً به عنوان «درد» شناخته نمیشوند.
سگ یا گربه قرار نیست به شما بگوید «کمرم درد میکند»!
وقتی انسان دچار درد کمر میشود، محل درد را نشان میدهد، درباره شدت آن توضیح میدهد و میگوید چه حرکتی درد را بیشتر میکند. حیوان چنین امکانی ندارد. بنابراین درد خودش را با رفتار نشان میدهد؛ و رفتار حیوان گاهی به شکل چیزی ظاهر میشود که برای صاحبش بیشتر شبیه خارش است.
یکی از شایعترین رفتارها، لیسیدن یا جویدن یک قسمت از بدن است.
حیوان ممکن است مرتب پنجه، ران، کشاله ران، پهلو یا حتی ناحیهای دورتر از محل واقعی درد را لیس بزند یا بجود. صاحب حیوان هم طبیعی است که اولین برداشتش این باشد که «پوستش میخارد». بعد دنبال قارچ، آلرژی، کک، انگل، حساسیت غذایی و مشکلات پوستی میگردد و حیوان ممکن است مدتها درمان پوستی مختلف دریافت کند، در حالی که منشأ اصلی مشکل در ستون فقرات است.
چرا چنین اتفاقی میافتد؟
چون دردهای عصبی و دردهای ارجاعی الزاماً دقیقاً در همان نقطهای احساس نمیشوند که ضایعه وجود دارد. تحریک ساختارهای دردناک ستون فقرات، ریشههای عصبی یا بافتهای اطراف میتواند الگوهای رفتاری ایجاد کند که برای صاحب حیوان شبیه خارش، گزگز یا ناراحتی پوستی به نظر برسد.
این موضوع بهخصوص در گربهها اهمیت دارد.
گربهای که درد کمر یا ناحیه لومبوساکرال دارد ممکن است بیش از حد خودش را لیس بزند، ناگهان پرخاشگر شود، هنگام لمس شدن واکنش نشان دهد، از پریدن خودداری کند، کمتر حرکت کند یا حتی رفتارهای غیرطبیعی مرتبط با ظرف خاک نشان دهد. گاهی صاحب فقط میگوید: «گربهام اخیراً خیلی خودش را تمیز میکند.»
اما تمیز کردن بیش از حد همیشه به معنی خارش نیست.
از طرف دیگر، چرا اصلاً بیماریهای دیسکوژنیک در حیوانات خانگی زیاد دیده میشوند؟
بخشی از پاسخ به آناتومی و ژنتیک مربوط است. بعضی نژادها استعداد بیشتری برای تغییرات دژنراتیو دیسک و بیماریهای ستون فقرات دارند. وزن بدن نیز اهمیت دارد. افزایش وزن، ضعف عضلات و کاهش آمادگی جسمانی میتواند بار مکانیکی واردشده به ستون فقرات را افزایش دهد.
اما در زندگی مدرن حیوانات خانگی، عوامل محیطی هم مهماند.
سگهایی که مرتب از ارتفاع میپرند، روی سطوح لغزنده حرکت میکنند، از پلههای نامناسب بالا و پایین میروند، بازیهای شدید و پرشهای تکراری دارند یا وزن بالایی دارند، دائماً تحت بارهای مکانیکی قرار میگیرند.
در بعضی سگها حتی یک پرش ساده از روی مبل یا صندلی میتواند حرکتی باشد که در یک ستون فقرات مستعد، درد را شعلهور کند.
مسئله دیگر این است که حیوانات خانگی امروزی اغلب بسیار بیشتر از گذشته در محیطهای انسانی زندگی میکنند. مبلمان، پله، تخت، ماشین، پارک، بازیهای پرتحرک و سطوح مختلف، فرصتهای زیادی برای حرکات تکراری و نامناسب ایجاد میکنند.
از طرف دیگر، بسیاری از صاحبان حیوانات درد را فقط زمانی جدی میگیرند که حیوان فلج شود.
این یک اشتباه مهم است.
دیسک بین مهرهای فقط زمانی مشکلساز نیست که نخاع را آنقدر تحت فشار قرار دهد که حیوان نتواند راه برود. ممکن است حیوان مدتها درد دیسکوژنیک داشته باشد، اما همچنان کاملاً راه برود.
گاهی حیوان فقط کمتر میپرد. گاهی دیگر از پله بالا نمیرود. گاهی هنگام بلند شدن مکث میکند. گاهی دمش را متفاوت حرکت میدهد. گاهی هنگام لمس کمر واکنش نشان میدهد. گاهی بیقرار میشود. و گاهی فقط یک نقطه از بدنش را مرتب لیس میزند.
همین علائم ظریف باعث میشوند بیماری دیر تشخیص داده شود.
یک مشکل دیگر هم وجود دارد: وابستگی بیش از حد به تصویربرداری.
رادیوگرافی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره استخوانها و ساختار کلی ستون فقرات بدهد، اما برای ارزیابی خود نخاع، دیسک و بسیاری از ضایعات بافت نرم، MRI اطلاعات بسیار دقیقتری فراهم میکند. بنابراین وقتی حیوان درد دارد، تشخیص نباید صرفاً بر اساس یک تصویر یا یک یافته اتفاقی در تصویربرداری گذاشته شود.
معاینه عصبی و ارتوپدی، تعیین دقیق محل درد، بررسی واکنش حیوان به حرکات مختلف و تطبیق این یافتهها با تصویربرداری اهمیت بسیار زیادی دارد.
من بارها با حیواناتی مواجه شدهام که مشکل اصلی آنها در ستون فقرات بوده، اما ابتدا برای مشکل دیگری تحت بررسی یا حتی جراحی قرار گرفتهاند؛ چون علامت بالینی در ظاهر از محل واقعی ضایعه فاصله داشته است.
مثلاً درد ناحیه کمری یا لومبوساکرال میتواند به شکل مشکل اندام خلفی، ناراحتی هنگام نشستن، تغییر نحوه راه رفتن یا حتی رفتارهای غیرطبیعی بروز کند. در گربه نیز ممکن است صاحب حیوان بیشتر متوجه تغییر رفتار، لیسیدن یا مشکل در استفاده از ظرف خاک شود تا خود درد.
بنابراین هر بار که حیوانی را میبینیم که «خیلی خودش را میخاراند»، یک سؤال ساده اما بسیار مهم باید مطرح شود:
آیا واقعاً خارش دارد، یا چیزی دردناک است که حیوان آن را به شکل لیسیدن و جویدن نشان میدهد؟
این سؤال بهخصوص زمانی مهمتر میشود که پوست از نظر بالینی توضیح کافی برای شدت رفتار حیوان ندارد، درمانهای ضدخارش نتیجه پایدار نمیدهند، یا همراه با این رفتار علائمی مانند حساسیت به لمس، کاهش پرش، تغییر حرکت، بیقراری یا تغییر رفتار دیده میشود.
در نهایت، تشخیص درد دیسکوژنیک فقط پیدا کردن یک دیسک غیرطبیعی در تصویر نیست.
باید حیوان را دید، حرکتش را دید، لمسش کرد، محل درد را پیدا کرد و رفتار او را به زبان پزشکی ترجمه کرد.
چون حیوانی که پنجهاش را میلیسد، الزاماً نمیگوید «پوستم میخارد».
گاهی دارد میگوید:
«این قسمت از بدنم درد میکند و تنها راهی که بلدم برای نشان دادنش همین است.» 🐾
و شاید یکی از مهمترین کارهای دامپزشک همین باشد که بتواند این زبان خاموش را درست تفسیر کند.